🔄 آخرین بروزرسانی: (پنجشنبه) 12 / شهریور / 1405 توسطMohsen 📅 انتشار اولیه: (چهارشنبه) 11 / شهریور / 1405

همچنان که ذهنش احتمالات ترسناکی را یکی پس از دیگری تداعی می‌کرد، عمیقاً پشیمان فولیکول‌ شد که چرا از همان ابتدا کارت بدبخت را پاره نکرده است. او حتی کلینیک کاشت مو در زعفرانیه تهران آن را قاپید آماده بود تا آن را تکه تکه کند و به این ترتیب به کل ماجرا پایان دهد. و سپس لجاجت یانکی‌اش کلینیک دوباره خود را نشان داد و مصمم شد که هر طور شده، قضیه پیوند مو جراحی را حل کاشت به روش FUE کند. او با خود استدلال کرد: فولیکول‌ بالاخره، برداشتن کارتی که خانمی روی میز یک مرد می‌اندازد جرم نیست. با این حال، چه جرمی مرتکب شده باشد و چه نشده باشد، مو وقتی روز بعد، کارآگاه او با کالسکه‌ای به همراه یک مأمور یونیفرم‌پوش از راه رسید و از آمریکاییِ حیرت‌زده خواست که آنها را تا ستاد پلیس همراهی کند، کاملاً به نظر می‌رسید که او مرتکب جرم سنگینی شده است.

کاشت مو : برای چی؟ پرسید. کارآگاه گفت: این فقط یک تشریفات است. و وقتی بورول هنوز اعتراض می‌کرد، مرد یونیفرم‌پوش اظهار داشت: بهتر است آرام بیایید، آقا؛ در هر صورت باید بیایید. یک ساعت بعد، پس از بازجویی شدید توسط یک مأمور دیگر که اطلاعات زیادی در مورد سن، محل تولد، محل سکونت، شغل و غیره نیویورکی از او می‌خواست، مرد گیج خود را در زندان کونسیرژری یافت. بورول هیچ اطلاعی از اینکه چرا آنجاست یا کاشت به روش MicroFIT چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد، نداشت؛ اما قبل از پایان روز موفق شد پیامی به سفارت آمریکا ارسال کند و در آنجا درخواست حمایت فوری به عنوان شهروند ایالات متحده را مطرح کند.

کلینیک کاشت مو در زعفرانیه تهران

با این حال، تا عصر طول کشید تا دبیر سفارت، کاشت به روش DHI که فردی کاشت مو مهم بود، به زندان مراجعه کند. مصاحبه‌ای طوفانی درگرفت که در آن زندانی از زبان تندی استفاده می‌کرد، مأموران فرانسوی با خشونت ژست می‌گرفتند و خیلی سریع صحبت می‌کردند و دبیر با آرامش به هر دکتر دو طرف گوش می‌داد، کم حرف می‌زد و سیگار برگ خوبی می‌کشید. او در حالی که بلند می‌شد تا برود، گفت: من پرونده شما را با وزیر آمریکایی مطرح می‌کنم و نتیجه را فردا به شما اطلاع پیوند مو می‌دهم. اما این یه بی‌احترامیه. منظورت اینه که… با این حال، قبل از اینکه بتونه حرفش رو تموم کنه، منشی با یه نگاه مشکوک عجیب، برگشت و از اتاق بیرون کلینیک کاشت مو رباط کریم رفت.

کلینیک کاشت مو در شهر ری آن شب بورول در سلول خوابید. کلینیک کاشت مو در زعفرانیه تهران صبح روز بعد، منشیِ غیرمعتاد دوباره به ملاقاتش آمد و به او اطلاع داد که ترتیبات لازم داده شده و او بی‌درنگ آزاد خواهد شد. او گفت: با این حال، باید به شما بگویم که در انجام این کار با مشکلات زیادی روبرو بوده‌ام، و آزادی شما تنها به شرطی اعطا می‌شود که ظرف بیست و چهار ساعت کشور را ترک کنید و تحت هیچ شرایطی دیگر هرگز بازنگردید. بورول هجوم آورد، خشمگین شد و التماس کرد؛ اما هیچ فایده‌ای کاشت به روش FUE نداشت. وزیر سرسخت بود، اما با این حال قاطعانه از روشن کردن علل این بی‌عدالتی هولناک خودداری می‌کرد.

او در حالی که پاکت بزرگی را که با مهر سفارت بسته شده بود به او می‌داد، گفت: این کارت شماست. به شما توصیه می‌کنم آن را بسوزانید و دیگر هرگز به این موضوع اشاره نکنید. آن شب، مرد نگون‌بخت با قطار به مقصد لندن حرکت کرد، در حالی که قلبش از نفرت نسبت به تمام ملت کاشت مو فرانسه و همچنین میل سوزان انتقام لبریز بود. او به همسرش تلگراف زد تا کلینیک کاشت مو رویان سبز در ایستگاه به استقبالش بیاید و مدت‌ها فولیکول‌ با خود کلنجار رفت که آیا باید فوراً حقیقت تهوع‌آور را به او بگوید یا نه. در نهایت تصمیم گرفت که بهتر است کاشت به روش FUE سکوت کند.

با این حال، به محض اینکه همسرش او را دید، غریزه زنانه‌اش به او گفت که او تحت فشار روانی است. و در یک لحظه متوجه شد که پنهان کردن راز سوزانش از او غیرممکن است، به خصوص وقتی که همسرش شروع به صحبت در مورد سفری کرد که از طریق فرانسه برنامه‌ریزی کرده بودند. البته کلینیک کاشت مو در زعفرانیه هیچ دلیل پیش پا افتاده‌ای او را برای امتناع ریزش مو همسرش از انجام این سفر راضی نمی‌کرد، زیرا سال‌ها منتظر آن بودند. کلینیک با این حال، اکنون برای او غیرممکن بود که پا به خاک فرانسه بگذارد. بنابراین او بالاخره تمام داستان را برایش تعریف کرد، در حالی که او به نوبت می‌خندید و گریه می‌کرد.

برای او، و همچنین برای او، باورنکردنی به نظر می‌رسید که چنین فجایع عظیمی جراحی از چنین علت کوچکی ناشی شده باشد، و از آنجایی که یک محقق مسلط به زبان فرانسه بود، از او خواست که آن تکه مقوای مرگبار را ببیند. شوهرش بیهوده سعی کرد بانک مو با پیشنهاد سفری به ایتالیا او را منحرف کند. کلینیک کاشت مو در زعفرانیه تهران او تا زمانی که کارت مرموزی را که بورول اکنون متقاعد شده بود که باید مدت‌ها پیش آن را نابود می‌کرد، ندیده بود، به هیچ چیز رضایت نمی‌داد. پس از مدتی امتناع از دادن اجازه دیدن آن به او، سرانجام تسلیم شد. اما، اگرچه یاد گرفته بود که از عواقب نشان دادن آن کارت نفرین شده بترسد، اما برای آنچه در پی آن آمد، آمادگی کمی داشت.

وقتی آن را خواند، رنگش پرید، نفس نفس زد و نزدیک بود به زمین بیفتد. گفت: بهت گفته بودم که نخونیش. و بعد، با دیدن ناراحتی او، دلش سوخت و دستش را در دست گرفت و دکتر التماس کرد که آرام باشد. گفت: حداقل بگو معنی این حرف چیه. ما می‌تونیم با هم تحملش کنیم؛ مطمئناً می‌تونی به من اعتماد کنی. اما او، گویی از خشم به خود می‌پیچید، او را از خود دور کرد دکتر و با لحنی که هرگز از او نشنیده بود، اعلام کرد که دیگر هرگز، هرگز با او زندگی نخواهد کرد. فریاد زد: تو یک هیولایی!

کلینیک کاشت مو شیراز در رشت و این آخرین کلماتی بود که از لب‌های او شنید. مرد نیمه دیوانه که در تمام تلاش‌هایش برای آشتی کاملاً شکست خورده بود، با اولین کشتی بخار به مقصد کاشت به روش FUT کاشت به روش DHI نیویورک رفت، در حالی که در کمتر از دو هفته بیش از تمام عمر قبلی‌اش رنج کشیده بود. تمام سفر تفریحی‌اش خراب شده بود، نتوانسته بود ترتیبات مهم تجاری‌اش را به سرانجام کاشت به روش FUT برساند و حالا خانه‌اش را ویران شده و خوشبختی‌اش را تباه شده می‌دید. در طول سفر، به ندرت از کابینش بیرون می‌آمد، بلکه از درد و رنج همان‌جا افتاده بود. در این ناامیدی سیاه، تنها چیزی که او را سرپا نگه می‌داشت، فکر ملاقات با شریک زندگی‌اش، جک ایولیث، ریزش مو دوست دوران کودکی‌اش، شریک دکتر موفقیت‌هایش، شجاع‌ترین و وفادارترین مرد دنیا بود.

در مواجهه با حتی سخت‌ترین شرایط، احساس می‌کرد که عقل سلیم سرسخت ایولیث راهی برای فرار از این کابوس وحشتناک پیدا خواهد کرد. پس از پیاده شدن در نیویورک، کلینیک کاشت مو در زعفرانیه تهران بی‌صبرانه منتظر پایین آمدن تخته‌ی کشتی ماند و سپس فولیکول‌ به سرعت به ساحل دوید و دست شریک زندگی‌اش را که کاشت به روش FUE در اسکله منتظر بود، گرفت. اولین کلمه‌ای که به زبان جراحی آورد این بود: جک، من توی دردسر وحشتناکی افتادم، و تو تنها مرد دنیا هستی که می‌تونی کمکم کنی. مو یک ساعت بعد، بورول سر ریزش مو میز شام دوستش نشست و در مورد اوضاع صحبت کرد. ایولیث سراسر مهربانی بود، و چندین بار که به داستان جراحی بورول گوش می‌داد، چشمانش پر از اشک کلینیک تخصصی کاشت مو رویان سبز شد.

او ریزش مو گفت: ریچارد، ژنتیکی به نظر نمی‌رسد که چنین چیزهایی ممکن باشد؛ اما من در کنارت خواهم ایستاد؛ ما با هم خواهیم جنگید. اما نمی‌توانیم در تاریکی حمله کنیم. بگذار این کارت را ببینم. بورول گفت: اون چیز لعنتی اینجاست. و آن را روی ژنتیکی میز انداخت. ایولیث پاکت را باز کرد، کارت را بیرون دکتر آورد و چشمانش را به حروف بنفش پراکنده دوخت. بورول با هیجان پرسید: می‌توانی آن را بخوانی؟ شریکش کلینیک کاشت مو رنسانس سعادت آباد گفت: کاملاً. لحظه‌ای بعد رنگش پرید و صدایش شکست. سپس دست مرد شکنجه‌شده را محکم در دست گرفت. به آرامی گفت: ریچارد، اگر تنها فرزندم را مرده به اینجا می‌آوردند، فولیکول‌ بیشتر از این باعث غم و اندوهم نمی‌شد.

پیوند مو به روش میکروگرافت در زعفرانیه تهران

تو بدترین خبری را که یک نفر می‌تواند برای دیگری بیاورد، به من دادی. کاشت به روش DHI آشفتگی و رنج واقعی او، بورول را مانند حکم اعدام تحت تأثیر قرار داد. فریاد زد: حرف بزن مرد؛ از من نگذر. من هر تار مو چیزی را به جز اتاق عمل این بلاتکلیفی وحشتناک می‌توانم تحمل کنم. معنی کارت را ظاهر طبیعی به من بگو. ایولیث جرعه‌ای از برندی نوشید و سرش را روی دست‌هایش که کلینیک کاشت مو در رامسر در هم قلاب کرده بود، خم کاشت به روش FUE کرد و نشست. نه، من کاشت به روش FUE نمی‌توانم این کار را بکنم؛ بعضی کارها هست که یک مرد نباید انجام دهد. سپس دوباره سکوت کرد، ابروهایش در هم رفت.

سرانجام با جدیت گفت: نه، من هیچ راه دیگری نمی‌بینم. ما تمام عمرمان به هم وفادار بوده‌ایم؛ با هم کار کرده‌ایم و مشتاقانه منتظر بوده‌ایم کلینیک کاشت مو در زعفرانیه تهران که هرگز از هم جدا نشویم. من ترجیح می‌دهم شکست بخورم و بمیرم تا اینکه این اتفاق بیفتد. اما ما باید از هم جدا آدرس کلینیک کاشت مو رویان در تهران مو شویم، دوست قدیمی؛ ما باید از هم جدا شویم. آنها تا پاسی از شب آنجا نشستند و صحبت کردند. اما هیچ کاری یا حرفی از بورول برنمی‌آمد که مانع تصمیم دوستش شود. چاره‌ای نبود جز اینکه ایولیث سهم شریکش را از کسب و کار بخرد آماده‌سازی ناحیه گیرنده یا بورول سهم شریکش را بخرد.

مرد در پیشنهاد مالی که ارائه داد، بیش از حد منصف بود؛ او سخاوتمند بود، همانطور که همیشه بود، اما عزمش پیوند مو انعطاف‌ناپذیر بود؛ آن دو باید از هم جدا می‌شدند. و این کار را گرافت‌ مو هم کردند. با ترک کلینیک شدن شریک ژنتیکی قدیمی‌اش، به نظر بورول می‌رسید که دنیا علیه او متحد شده است.

Rate this post

4 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *