🔄 آخرین بروزرسانی: (پنجشنبه) 12 / شهریور / 1405 توسطMohsen 📅 انتشار اولیه: (چهارشنبه) 11 / شهریور / 1405

دنبالش آمد و به او نزدیک شد. خانم کلیتون، خیلی وقته که دخترعموتون، خانم دامر، رو ندیدید؟ من پیوند مو حدود سه سال پیش او را دیدم، آقای لارنس؛ اما او کمی کاشت به روش FUE بعد از آن به کلینیک کاشت مو کوروش ونک بیماری شدیدی مبتلا شد و از آن زمان تاکنون در قاره اروپا زندگی می‌کند. چرا می‌پرسی؟ با لبخند پاسخ داد: بدون هیچ دلیل خاصی. شاید کمی حسادت می‌کنم که مبادا این دکتر تازه‌وارد که با این همه علاقه منتظر آمدنش هستید، بیشتر از آنچه تار مو ما کم‌توجه‌ها می‌توانیم دکتر وقت و توجه شما را به خود اختصاص دهد، به خود اختصاص دهد. او با لحنی کنایه‌آمیز، کاشت به روش DHI چه واقعی و چه تصنعی، صحبت می‌کرد که خانم کلایتون فوراً از آن رنجید.

کاشت مو : او پاسخ داد: دکتر آقای لارنس، من نمی‌دانم که عادت داشته‌ام مهمانانم را نادیده بگیرم یا نه؛ اما دخترعمویم بلانش بیشتر احتمال دارد وظایفم کاشت به روش FUT را به من یادآوری کند تا اینکه مرا وسوسه کند که آنها را فراموش کنم. با جدیت گفت: مرا ببخشید. شما کاملاً منظور مرا اشتباه متوجه شدید. اما آیا شما با این خانم خیلی صمیمی هستید؟ پاسخ ژنتیکی داد: کاملاً همینطور است. ما با هم بزرگ شدیم و مثل خواهر همدیگر را دوست داشتیم تا اینکه او ازدواج کرد و به هند رفت. چند سال پس از بازگشت او به خانه، رابطه ما از سر گرفته شد و فقط به مناسبت بیماری و رفتن او به خارج از کشور، همانطور که برایت کاشت به روش FUE توصیف کردم، قطع شد.

کلینیک کاشت مو کوروش ونک

البته شوهرش را کمتر دیده‌ام، اما آنچه از او می‌دانم را دوست دارم و مشتاقم که تمام مهمان‌نوازی‌ام را به هر دوی آنها نشان دهم. او موجود جذابی است و مطمئنم که او را دکتر تحسین خواهی کرد. او پاسخ داد: بدون کاشت مو شیراز کلینیک دی شک این کار را خواهم کرد؛ البته اگر او ادعای مالکیت تمام منافع خانم کلیتون در امور مولتون چیس را نداشته باشد. خانم کوچک و شاد در حالی که از پله‌ها بالا می‌رفت و آقای لارنس را در راهروی پایین تنها می‌گذاشت، خندید و گفت: فولیکول‌ از این بابت نگران نباش. آن آقا در حالی که دوباره وارد سالن ناهارخوری می‌شد و میزبانش را کاشت مو به خلوت پنجره‌ای در بالای اتاق می‌کشاند، گفت: کلایتون، واقعاً می‌ترسم که امشب مجبور شوم شما را ترک کنم البته اگر رفتن ناگهانی من را بی‌ادبی ندانید.

هری کلایتون در حالی که چشمان آبی‌اش به درون روح دیگری می‌نگریست، فریاد زد: اما چرا دکتر ، رفیق عزیزم؟ چه دلیل زمینی‌ای برای رفتن می‌توانی داشته باشی، در حالی که قرار بود روز کریسمس را پیش ما بمانی؟ خب! کلی کار هست که باید انجام بدم، می‌دونی؛ و واقعاً زمان داره از دست کلینیک می‌ره، و وقت برای برده‌ای مثل من حکم پول رو دکتر داره که هری کلیتون با قاطعیت گفت: خب، لارنس عزیزم، خودت که می‌دانی فقط داری بهانه می‌آوری. تمام کارهایی که کاملاً لازم بود ظاهر طبیعی قبل از کریسمس انجام دهی، کلینیک کاشت مو کوروش ونک قبل از آمدنت به اینجا تمام شده بود و گفتی که خودت را مجاز به رفتن به یک تعطیلات یک ماهه می‌دانی.

خب، مگر اینطور نبود؟ آقای لارنس نمی‌توانست این واقعیت را انکار کند، و بنابراین مردد به نظر می‌رسید و ساکت بود. میزبانش گفت: دیگه بیشتر کاشت مو از این در مورد کاشت مو رفتنت قبل از کریسمس چیزی نشنوم، وگرنه هم من دلخور می‌شم، هم بلا؛ تازه خواهر بلا رو هم که نگو… اه، لارنس! در این هنگام، آقای لارنس خود را ملزم به ماندن دانست و با این کلینیک کاشت مو در زعفرانیه فکر که کاشت به روش FUE سرنوشت علیه اوست، موضوع رفتن را به کلی کنار گذاشت. یک ساعت بعد، در حالی که گروه سواره نظام چند مایل از مولتون چیس فولیکول‌ فاصله داشت، کالسکه‌ای مسافربری پر از صندوق عقب به سمت خانه حرکت کرد و خانم ظاهر طبیعی کلیتون، با چهره‌ای سرخ و لبخندی بر لب، روی پله‌های راهرو ایستاده بود تا از مهمانان فولیکول‌ مورد انتظارش استقبال کند.

سرهنگ دامر اولین کسی بود ریزش مو که کاشت به روش DHI پیاده شد. او مردی میانسال بود، اما فولیکول‌ با ظاهری آراسته پیوند مو و سربازگونه که از سن و سالش به ارث برده بود؛ و آنقدر مشتاق بود که خروج ایمن همسرش را از در کالسکه تضمین کند مو که وقت نکرد کاری بیش از برداشتن کلاهش کلینیک کاشت مو رز در شیراز برای بلا که روی پله‌ها شکوفه زده بود، انجام دهد. همین که شکل خانم ظاهر شد، فریاد زد: حالا، عشق من، مراقب خودت باش؛ دو قدم برو: همینجاست، در امان هستی. و سپس خانم دامر، پس از فرود ایمن، اجازه یافت تا به آغوش پسرعمویش که برای استقبال از او گشوده شده بود، پرواز فولیکول برای آماده‌سازی ناحیه گیرنده کند.

بلای عزیزم! بلانچ عزیزم از دیدن دوباره‌ات خیلی خوشحالم. واقعاً که خیلی سردت شده! خواهش می‌کنم همین الان بیا تو، کنار آتیش. کلنل دامر، خدمتکارهام از چمدون‌ها مراقبت می‌کنن بذارشون به عهده‌شون، و بیا و خودت رو گرم کن. حالا چند خدمتکار مرد جلو آمدند و پیشنهاد دادند که تخلیه بار کالسکه را انجام دهند اما خانم دامر تکان نخورد. شوهرش گفت: عزیزم، طبق پیشنهاد دخترعمویت وارد خانه نمی‌شوی؟ کلینیک کاشت مو کوروش ونک اگر بخواهی می‌توانم صندوق‌ها را مرتب کنم. نه، متشکرم. این جواب آرامی بود؛ و چنان طنین مالیخولیایی در صدای خانم دامر بود که هر غریبه‌ای را جذب می‌کرد. ترجیح می‌دهم صبر کنم تا کالسکه از بار و بندیلش باز شود.

روش کاشت مو در کلینیک دی شیراز خانم کلیتون با لحنی آمرانه زمزمه کرد: بلانش، ژنتیکی چمدان‌ها مهم نیست. بیا تو آتش، عزیزم خیلی حرف‌ها دارم که بهت بزنم. دخترعمویش گفت: یه لحظه صبر کن بلا. و التماسش آنقدر محکم بود که دیگر هیچ مخالفتی نکرد. سرهنگ دامر در حالی که جعبه‌ها یکی‌یکی روی زمین می‌افتادند، فریاد زد: یک دو سه چهار. خانم کلیتون، می‌ترسم کلینیک فکر کنید می‌خواهیم حسابی شما را غافلگیر کنیم؛ اما شاید از علاقه‌ی همسرم به یک کیف مسافرتی بزرگ قدیمی خبر داشته باشید. همین، بلانش؟ با همان لحن آرام و غمگینی که قبلاً گفته بود، گفت: همین کافیه ممنونم. حالا، بلا، عزیزم، اتاق من آماده‌سازی ناحیه گیرنده کدومه؟ ترجیح می‌دی اول بری اونجا، بلانش؟ بله، لطفا من خسته‌ام.

میشه اون جعبه رو برام بیاری بالا؟ او پیوند مو ادامه داد و یکی از چمدان‌ها را به خدمتکار نشان داد. راستی، خانم. برگشت، چون دنبال پول خرد برای یک سکه‌ی سلطنتی می‌گشت تا بتواند با آن کلنل دیمر را جا بدهد اما خانم کمی مکث کرد تا کلینیک او حالش بهتر شود. سپس کاشت به روش FUE جعبه‌ای را که کنار جعبه‌ای که خانم نشان داده بود، روی شانه‌اش گذاشت و خانم توجه او را به این موضوع جلب کرد و از او خواست بار خود را عوض کند. مرد اظهار داشت: خانم، همه‌شان به موقع بالا می‌روند. اما کاشت به روش FUT خانم دامر بی‌آنکه جوابی بدهد، کوروش ونک تا وقتی که او به نیمه‌ی راه پله‌ها نرسیده بود، پایش را روی پله‌ها نگذاشت، در حالی که چمدانی را که از او خواسته بود اول کاشت به روش FUE بردارد، همراه کلینیک کاشت مو دکتر حسینی شیراز داشت.

سپس با خستگی به بازوی بلا کلیتون تکیه داد و آن را با محبت به پهلو فشرد و بدین ترتیب هر دو با هم به اتاق خوابی که برای پذیرایی از مهمانان جدید در نظر گرفته شده بود، رفتند. آپارتمانی بزرگ کلینیک کاشت مو کوروش ونک و مبله و دنج بود که یک اتاق رختکن به آن باز می‌شد. وقتی خانم‌ها به آنجا رسیدند، خدمتکار را دیدند که با جعبه مورد نظر منتظرشان بود. از خانم دامر پرسید: خانم، آن را کجا می‌گذارید؟ زیر تخت، لطفا. اما تخت خواب از نوع فرانسوی بود و دیواره‌های چوب ماهون آن‌قدر گود بودند که جز گرد و غبار چیزی به زیرشان نمی‌رفت؛ و صندوق عقب، هرچند کوچک، سنگین و محکم بود و با آهن بسته شده بود، اصلاً از دکتر آن صندوق‌هایی نبود که بشود جایی برد .

پیوند مو به روش FIT کوروش ونک

خدمتکار در جواب گفت: هیچ چیز زیر تخت نمی‌رود، خانم! رنگ جراحی خانم دامر کمی تغییر کرد. پس بی‌خیال، بگذار همان‌جا بماند. آه! آتشِ خوب چه آرامشی دارد. او ادامه داد و به سمت قالیچه‌ی بالای شومینه برگشت و خودش را روی کلینیک کاشت مو لبخند شهر ری یک صندلی راحتی انداخت. ما از ایستگاه راهِ سردی را پیموده‌ایم. خانم کلایتون که اصلاً نمی‌دانست دوستانش به زحمت افتاده‌اند، گفت: اما در مورد جعبه‌ات، بلانش؟ نمی‌تواند آنجا بماند؛ آن را باز می‌کنی، نه؟ یا اینکه بگویم به راهرو پیوند مو منتقل شود؟ اوه، نه، ممنون بلا کاشت به روش DHI لطفا بذار همونجا که هست بمونه: خیلی خوب از آب درمیاد. سرهنگ دامر که حالا وارد اتاق خواب شده بود و خدمتکاری با یک چمدان دیگر پشت سرش بود، فریاد زد: چه کاری خیلی خوب است؟ بلا کلیتون گفت: ژنتیکی فقط جعبه‌ی بلانش، سرهنگ دامر.

او نمی‌خواهد آن را باز کند، و می‌ترسم ظاهر طبیعی که سر راهش اینجا باشد. ریزش مو ممکن است در اتاق رختکن شما باشد. این را به عنوان یک حسگر گفت، چون می‌دانست بعضی از آقایان دوست ندارند حتی در اتاق رختکنشان هم معذب باشند. اما کلینیک کاشت مو کوروش ونک سرهنگ دامر تا حد امکان از یک سرخپوست پیر، فداکار و از خودگذشته بود. البته که می‌تواند. مو او کلینیک پاسخ داد. بیا ، فقط آن جعبه را روی شانه‌ات بگذار، کاشت به روش DHI می‌شود آن را پیوند مو به اتاق بغلی ببری؟ مرد با بی‌احتیاطی مقاله مورد بحث کاشت به روش FUT را برداشت و نزدیک بود دوباره بیفتد. خانم دامر طوری به جلو پرید که انگار می‌خواست آن را نجات دهد.

با نگرانی گفت: لطفاً آن را زمین بگذار. نمی‌خواهم جابه‌جایش کنم بالاخره لازمش خواهم داشت؛ زحمتی نخواهد بود خانم کلیتون که از این بحث کوتاه حسابی خسته شده بود، گفت: هر طور که دوست داری عزیزم. و حالا لباس‌هایت را در بیاور، بلانش عزیز، و بگذار برای چای به تو زنگ بزنم. سرهنگ دامر وارد اتاق رختکن خود شد و دو خانم را تنها گذاشت. بقیه چمدان‌ها به طبقه کاشت به روش DHI بالا آورده شد؛ چای سفارش داده و سرو شد.

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *